محمود بن على خواجوى كرمانى

21

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )

31 [ خرقه رهن خانهء خمّار دارد پير ما ] س خرقه رهن خانهء خمّار دارد پير ما * اى همه رندان مريد پير ساغرگير ما گر شديم از باده بدنام جهان تدبير چيست * همچنين رفتست در عهد ازل تقدير ما سرو را باشد سماع از نالهء دلسوز مرغ * مرغ را باشد صداع از نالهء شبگير ما داورى پيش كه شايد برد اگر بىموجبى * خون درويشان بىطاقت بريزد مير ما هم مگر لطف تو گردد عذرخواه بندگان * ورنه معلومست كز حد مىرود تقصير ما صيد آن آهوى روبه‌باز صياد توئيم * ما شكار افتاده و شير فلك نخجير ما تا دل ديوانه در زنجير زلفت بسته‌ايم * اى بسا عاقل كه شد ديوانهء زنجير ما از خدنگ آه عالم‌سوز ما غافل مشو * كز كمان نرم زخمش سخت باشد تيرماه ره مده در خانقه خواجو كسى را كاين نفس * با جوانان عشرتى دارد به خلوت پير ما 32 [ آب آتش مىبرد خورشيد شب‌پوش شما ] ح آب آتش مىبرد خورشيد شب‌پوش شما * مىرود آب حيات از چشمهء نوش شما شام را تا سايبان روز روشن ديده‌ام * تيره شد شام من از صبح سحرپوش شما در شب تاريك خورشيدم در آغوش آمدى * همچو زلف ار بودمى يك شب در آغوش شما ازچه‌رو هندوى مه‌پوش شما در تاب شد * گر به مستى دوشم آمد دوش بر دوش شما اى ز روبه‌بازى آهوى شما در عين خواب * شيرگيران گشته مست از خواب خرگوش شما مردم چشم عقيق‌افشان لؤلؤبار من * گشته دُرپاش از لب درپوش خاموش شما حلقهء گوش شما را تا بود مه مشترى * مشترى باشد غلام حلقه در گوش شما عيب نبود چون بخوان وصل نبود دسترس * گر به درويشى رسد بوئى ز سرجوش شما آب حيوانست يا گفتار خواجو يا شكر * ماه تابانست يا گل يا بناگوش شما 33 [ آن تن ماست يا ميان شما ] ش آن تن ماست يا ميان شما * وان دل ماست يا دهان شما اگر آن ابرو است و پيشانى * نكشد هيچ‌كس كمان شما جز كمر كيست آنكه مىگنجد * يك سر موى در ميان شما